تبليغاتX
غزل رنجه
من تلافیه یه دردم
سلام دوستان

از دیدنتان خوشحالیم

ما تازه به جمعتون پیوستیم 

امیدوارم که بهمون سر بزنید

به امید دیدار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 18:1  توسط فریده(ندا) احمدی و وجیهه صالحی | 

يه ترانه فال قهوه ته فنجون خيالم

 نمياد... نميشه... نيستش باز گرفته ميشه حالم

يه نفر رسيده از راه بدون دعوت قبلي

 ما که دعوتي نداشتيم هيجاني ميشه فالم

دو تا با هم دو تا يک جفت دو تا ردپاي پررنگ

 واسه خوشبختيه اون دو من فقط يه جور مثالم

شکلاي بدون مفهوم توي گيرودار فنجون

 خودمو زندوني کردم توي روياهاي کالم

يه تيکه ابر سياهو مي بينم توآسمونم

 سوم و هفته گذشته ميرسم حالا به سالم

دوباره تنها مي مونم مثله هرروز وهميشه

 فال قهوه اي نمونده ته فنجون خيالم...  فریده احمدی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 17:54  توسط فریده(ندا) احمدی و وجیهه صالحی | 

 

يك حادثه لبا لبِ فنجانِ قهوه بين

 يك سايه از خطوطِ تو زيبا و دلنشين

تفسيررقص مبهم فنجان و دست تو

 يك ماشه، لمس عشق ،نگاه تو در طنين

خوابيده سرنوشت كسي توي نعلبكي

 تقدير واژگون من و قهوه اي غمين

برگشت قهوه ايِ تو اما خودت نبود

زل زد به من نگاه دو ساكِ دروغكين

اين روزها كه ساك مسافر نمي برد

در چشمهاي وسوسه آلوده متين

كم كم كه اهل كوچه تنهايي ات شدم

 با مردم اهالي چشمت شدم عجين

قدري بپاش تلخِ نگاهت به روي من

 لختي هواي تازه به روي دلم بچين

تا تلخيِ نگاه تو تعبير مي شود

من مي روم به قصه نا مرزيِ زمين

يك كافه غرق فال و غزل از سرم پريد

 چون مي رسم به مرزِ نگاه تو "یا یقین"

حالا ميان خاليِ فنجانِ قهوه ايت

من ماندم و تفاله اين فال آخرين

يا شاه بيتِ ناب غزل ها كه ميشوي

يا غرق مي شوم ته فنجان قهوه بين

كافي نبود كافۀ دلتنگي ام به تو

 دلتنگ دست حادثه بودم فقط همين

 زيرِ پلك ِحادثه جا خوش نمي كنم

 يا جاي من كنار تو يا جاي نقطه چین   

  وجیهه صالحی

سلام به همگی که گل اید از محبت همه ممنون

اعیاد شعبانیه را تبریک میگویم و حالا یک غزل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 17:46  توسط فریده(ندا) احمدی و وجیهه صالحی |